مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 11 مرداد 1388
نام: فرامرز حجازی



من مانده ام چگونه می شود

بین ‹انقلاب› و ‍‹ولی عصر› ارتباط برقرار کرد !!
مردم وقتی به ‹انقلاب› می رسند
-
از شدت دود -
اشک می ریزند ،
اما ‹ولی عصر› هنوز هم طرفدار دارد.
در این چند ساله هر وقت ترافیک ‹انقلاب› غوغا کرده است ،
خیلی ها از ‹خط › خارج شده اند ...
از ترس این که مبادا در ‹انقلاب› گیر کنند
و به ‹آزادی› نرسند!!
مردم وقتی به ‹انقلاب› می رسند اشک می ریزند ،
اما ‹ولی عصر› هنوز هم طرفدار دارد.
حتی ‹رپ› ها هم ‹ولی عصر› را دوست دارند..





فرامرز حجازی هم رفت...



پ.ن.

حکایت بیماری فرامرز ، کورش علیانی

فرامرز هم رفت، حامد قدوسی

شاعر شب‌های شعر شریف، به اشعارش پیوست ، مهران محرمیان




شنبه 22 فروردین 1388
ز ن د گ ی

 

 

به تقلا  کردن در قیر می‌ماند این روز / شب مسخره‌ای که اسمش زندگی است.  جان کندن برای تکه نانی و لقمه‌ای هوا، از دریچه‌ای که تن‌های فربه و لش آدمها مسدودش کرده... 

 

 

 

دوشنبه 17 فروردین 1388
بهاریه!

 

 

بهار آمده!

بهار؟

 

ببین ابر را دراز کشیده در این دامنه‌ی آبی کوه! از خواب بیدار می‌شود انگار که می‌غرد! آی چه بارانی! پناهی باید جست!

باران؟ کوه؟

 

هی... ببین چه رگباری! هوو..... چه کیفی می دهد نواخت دانه‌های ابر بر سر و صورتم.... هی....

آه، این پس صدای بهار است که می‌بارد... خاطرم هست سالهایی که دلم بینا بود و بیتاب بهار... سرمست بوی خاک... کی کور شده‌ام؟

 

من که دیگر طاقت ماندن ندارم... دلم می خواهد با بهار یکی شوم..

 

 

 

دلم ابری تر از این بهار است که اینگونه بی هوا می بارد و عابران به هر سو می پراکند. کوهی از غم است و فروماندگی و درد. کورمالی ِ بی پایانی است شبانه به بیایانی بی اتنها انگار. چشمهام می سوزد چون آتشی آخته، و دود از پیراهنم بیرون می زند.. دلم می خواهد این مرگ تدریجی را نقطه پایانی گذاشتن، به قطعیت برنده‌ی اراده‌ای.

سکوت، انتظار وهم است و بند، خیال آزادی. تنهایی کرم می‌گذارد در سرم و چشمهایم را کلاغی به انتظار نشسته... 

 

   1      2      3      4      5      6      >>